تاریخ ارسال: ۳۰ آذر ۱۳۸۷

تهران . ۸ آذر ۱۳۸۷ . مجموعه سعدآباد | Iran . Tehran . SaadAbad place

پاییز امسال  چه زود اومد و چه سریع رفت

هیچوقت در عمرم  تویک فصل اینقدر کم اثر نبودم. تمام برنامه هام با مشکل مواجه شد ؛

اطمینان دارم زمستون اینطور نخواهد بود.

.

دلم هوای کرسی  و زوزه های باد  کرده
فال حافظ و شبهایی که انگار هیچ وقت روز نمی شد

یادش بخیر

این چهارمین یلدایی هست که اینجا می نویسم

 

 COMMENTS 
RANDOM IMAGES


سرزمین طلای سرخ   پرواز بر فراز آشیانه های ساخته   گمشده در برهوت
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Reddit
  • Technorati
  • Print
  • PDF
  • email
1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره
 

۳۳ نظر برای “شد خزان ِ خزان”

    ابراهیم مولائی در شنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۷ - ۱۳:۰۴

    سلام آرش جان – پاییز فصل خوبیه .. ولی من دلم میگیره ازش ….

    ابراهیم مولائی در شنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۷ - ۱۳:۰۹

    در ضمن شب یلدا خاطره های خوبی برام داه … کلا دی ماه که میرسه پر از خاطره هست … تولد عزیزترین کسانم و خودم!!!!

    تاتیانا در شنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۷ - ۱۳:۵۹

    امیدوارم هیچ فصلی برایت مانند پاییز امسال نباشد .امیدوارم یلدا های متوالی اینجا بخوانمت

    شکلات تلخ در شنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۷ - ۱۷:۳۹

    سلام
    از اینکه به من سر زدید ممنون
    دی حتما براتون روزای خوب میارن اگه پایز زیبا ، زمستون هم بخشندست

    رضا موسوی در شنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۷ - ۱۸:۱۲

    آرش عزیز عکس خوبی است موفق وسربلند باشی از تو سپاسگذارم .

    پرستو در یکشنبه ۱ دی ۱۳۸۷ - ۷:۵۸

    آرش عزیز ..به امید سایه های بلند مورب روزهای کوتاه و حزن موقر و آرامش پائیز یک سال دیگه رو تحمل میکنم .. یاد بوی ترخون و ترشی اندازونش و به یاد اولین خرمالو های آتشین وسط برگای صدری پیر.. عاشقانه دوستش دارم و منتظرش میمونم..

    ukhe در یکشنبه ۱ دی ۱۳۸۷ - ۱۰:۰۷

    عالی بود مرسی

    amir در یکشنبه ۱ دی ۱۳۸۷ - ۱۲:۲۸

    khaste nabashid vaghean zibast

    فرشاد پالیده در یکشنبه ۱ دی ۱۳۸۷ - ۱۷:۵۷

    اجرای خیلی خوبی شده

    بله راست گفتی ، چه زود آمد و زودتر رفت

    ghader در یکشنبه ۱ دی ۱۳۸۷ - ۱۹:۰۹

    yashasin kishi

    NAME در یکشنبه ۱ دی ۱۳۸۷ - ۱۹:۱۰

    yashasin kishi

    ghader در یکشنبه ۱ دی ۱۳۸۷ - ۱۹:۱۱

    khaste nabashi .ziba bod . . . das k nabordi to aks !!??

    hamid gordan در دوشنبه ۲ دی ۱۳۸۷ - ۰:۰۶

    سلام.به یاد سهراب:

    سکوت ، بند گسسته است.
    کنار دره، درخت شکوه پیکر بیدی.
    در آسمان شفق رنگ
    عبور ابر سپیدی.

    نسیم در رگ هر برگ می دود خاموش.
    نشسته در پس هر صخره وحشتی به کمین.
    کشیده از پس یک سنگ سوسماری سر.
    ز خوف دره خاموش
    نهفته جنبش پیکر.
    به راه می نگرد سرد، خشک ، تلخ، غمین.

    چو مار روی تن کوه می خزد راهی ،
    به راه، رهگذری.
    خیال دره و تنهایی
    دوانده در رگ او ترس.
    کشیده چشم به هر گوشه نقش چشمه وهم:
    ز هر شکاف تن کوه
    خزیده بیرون ماری.
    به خشم از پس هر سنگ
    کشیده خنجر خاری.

    غروب پر زده از کوه.
    به چشم گم شده تصویر راه و راهگذر.
    غمی بزرگ ، پر از وهم
    به صخره سار نشسته است.
    درون دره تاریک
    سکوت بند گسسته است.

    عکس متفاوتی از پاییز شده که در نگاه اول به رنگ فکر میکنی اما خلاقانه ذهن را به سمت پاییز سوق می دهد. شاد و موف باشی.

    mojtaba khandan در دوشنبه ۲ دی ۱۳۸۷ - ۰:۲۳

    ان شاالله هفتادمین یادداشت شب یلدایی خود را هم در این وبلاگ بنویسید . . . .

    آرش آبخو در دوشنبه ۲ دی ۱۳۸۷ - ۱۳:۲۹

    درود
    برنامه ها راردیف کنید و بیایید. منتظریم

    روح اله بلوچی در دوشنبه ۲ دی ۱۳۸۷ - ۱۵:۳۵

    سلام جناب حمیدی
    مرسی از امدنت به فتوبلاگ من
    همیشه اومدنم به اینجا همراه بوده با دیدن عکسهای زیبا و دوست داشتنی
    موفق باشی دوست من
    ادرس ایمیلم رو براتون گذاشتم.

    siamak jafari در دوشنبه ۲ دی ۱۳۸۷ - ۲۳:۵۱

    shad va tandorost bashid.

    kiavash در سه شنبه ۳ دی ۱۳۸۷ - ۰:۰۵

    Jaye hafez khali!!

    نادر کهنسال قدیم وند در سه شنبه ۳ دی ۱۳۸۷ - ۱:۰۱

    آرش عزیز؛ پاییزتان رنگارنگ و زمستانتان سپید تر باد.

    علی سوهانی در سه شنبه ۳ دی ۱۳۸۷ - ۱۰:۴۲

    سلام
    فضای دل انگیز و زیبائی را تونستید نشون بدید.

    amir minabian در سه شنبه ۳ دی ۱۳۸۷ - ۱۶:۰۷

    salam khobi? afarin.

    hamid haghi در پنجشنبه ۵ دی ۱۳۸۷ - ۰:۳۰

    حس نوستالوژیک برگها برای ماندن – یورش رنگ ها – و پرواز… آرش خوشحالم که در سلوک عکاسی – دوستی چون تو دارم . من به هارمونی ساده برگ های پاییزی روستایی در اینجا می نگرم و تو استعاره ای آنرا می بینی… امیدورام روزی در عکاسی بتوانم به سادگی – اما چون تو انتزاعی سکوت کویر رو ثبت کنم

    مسعود مقدس در پنجشنبه ۵ دی ۱۳۸۷ - ۱:۲۲

    سلام آرش خان
    نوعی انتزاع (ابستره) که با رنگی زیبا ایجاد شده.چرخش لنز و پرنده یک حس عجیب رو بهم منتقل میکنه که بیشتر شبیه یک کابوس سرده.راستی این پاییز نبود که زود گذشت بلکه عمر ما بود که زود گذشت!
    موفق باشی دوست من

    مهتاب در پنجشنبه ۵ دی ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۱

    پاییز قشنگی بور توو این عکس

    fatemeh در پنجشنبه ۵ دی ۱۳۸۷ - ۲۰:۳۸

    عکس هاتون پر از انرژیه. بیشتر به خاطر رنگها.

    koka در جمعه ۶ دی ۱۳۸۷ - ۲:۴۷

    سلام کوکا . عکس تمیزی شده . ان شاالله یلدا ی ۱۰۴ ام هم همینجایی

    صدای سکوت در یکشنبه ۸ دی ۱۳۸۷ - ۲:۳۸

    سلام
    خیلی وقت بود سر نمی زدم
    خوبین شما

    افشین عزیزی در سه شنبه ۱۰ دی ۱۳۸۷ - ۱:۲۲

    آرش عزیز ؛ مطمیناً شما خودت هم در طول دوران عکاسیت با عکس هایی برخوردی که ترجیح دادی در موردشون حرفی نزنی و فقط سکوت کنی و نگاه کنی به عکس ، و اینطور با خودت فکر کردی که حرف زدن در مورد اون عکس خاص ؛ می تونه از ارزش والای عکس کم کنه .{ البته ارزش عکس که با یه نظر کم نمی شه ولی … ;) ).این عکس هم برای من دقیقاً یکی از همون عکس هاست .عکسی که عکاس هنرمند با خلاقیت خودش اونرو به آبستره ای دیر فهم از سوی مخاطب تبدیل کرده که که ناخودآگاه بیننده رو کنجکاو و علاقه مند به شناخت این اثر و کاوش در عکس برای رسیدن به اصل عکس می کنه .عکس فارغ از آبستره و عکس طبیعت بودنش ، با جای دادن پرنده( کبوتر ) ؛ نماد آزادی و رهایی به اثر معنایی بس ژرف و عمیق بخشیده که همه و همه ی این عوامل یکی یکی در کنار هم دست به دست هم داده اند تا در هنگام رمزگشایی رازهای اثر ؛ بیننده و کاشف زیبایی عکس شیرینی وصف ناپذیری را در درون خود احساس کند برای درک همچین مفهوم والا و عمیق و انسانی برخواسته از روح و جان عکاس ِ هنرمند که در اینجا به واقع در حکم شاعر طبیعت خوش درخشیده را در درون خود احساس کند ؛ و خوشا بحال عکاسی که شیرینی خلق همچین گهر بی مانندی را در وجود خود احساس می کند .

    کلامم را کوتاه می کنم و درودی مججد می فرستم به هنرمند بزرگ ِ خالق اثر.

    این تصویر می تونه برای جشنواره ی ملی عکاسی از درخت هم مناسب باشه که در صورت تمایل و اگه اطلاع ندارید از جشنواره ؛ لینکش رو براتون ارسال می کنم .

    پاینده باشید

    NAME در سه شنبه ۱۰ دی ۱۳۸۷ - ۱۴:۴۵

    salam dada

    kianoush در چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۸۷ - ۲:۱۰

    dorood khobi? omidvaram ke hamishe moafagh bashi va alaghe khdet ro bish azin parvaresh bedi….

    لیلا جعفری در دوشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۸

    سلام آرش حمیدی عزیز
    عکست و مطلبت خیلی قشنگه
    من عاشق پاییزم چون فصل خودمه
    عکسهای پاییزی زیادی دیدم ولی این عکس خیلی متفاوته

    simisi در یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ - ۱۸:۴۷

    سلام عکس خیلی جالبیه ،، راستش میخوام بپرسم چطوری عکس رو به این شکل درآوردین ولی احساس می کنم سوالم یکم غیر حرفه ایه آخه من عکاس نیستم ولی خیلی دوست دارم

    محمد صالح صالحیان در سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۶:۵۳

    سلام
    عکسای خیلی زیبا و خوبی هست.
    خیلی ممنون میشم وقت بگذارید و عکسام رو نقد کنید

آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب
افتتاح میلاد - 17,237 بازدید
روز میلاد - 7,398 بازدید
سرزمین طلای سرخ - 5,641 بازدید
ایستاده با دست چپ - 3,084 بازدید
چه گواراست آزادی - 2,782 بازدید
کلاف سردرگم - 2,311 بازدید
ماه نو , شروع نو - 2,218 بازدید
آرامش جنوبی - 2,155 بازدید
اراده بودن - 2,112 بازدید
آخرین نظرات
bita: khili ziba ham aks ham neveshte tabrik!
آزاده هاظمی زاده: ممنون آرش عزیز که سر زدی...
Shirin Abedi: aksatun kheili ghashangan. ;)
رضا: سلام و درود نمایشگاه بسیار جالب و...
محمد: خيلي نگاهش زيباست
سيد يعقوب معطر حسيني: با سلام آموختن را...
افشين عزيزي: نگاهش يه دنيا حرف داره خيلي...
NAME: نگاهش منو برده……