تاریخ ارسال: ۲ خرداد ۱۳۸۸

خوزستان . خرمشهر . زمستان۸۵ | Iran . Khoszestan . Khoramshhar

حتی تو تک تک کوچه های کم عبورش رد ترکش و گلوله مثل زخمای ترمیم نشده باقی مونده.
و این آدمو عصبی میکنه وقتی که  چشمان ذهن ,در جستجوی حقیقت است …   اینجا چه اتفاقی افتاده ؟
.
* میون این همه کشاکش جغرافیا  , چه دردیست سنگ زیرین آسیاب بودن.

 

| چاپ | لینک ثابت | بازدید (1,097) دسته: تداعی خاطرات، سفر نامه
 COMMENTS 
RANDOM IMAGES


کلاف سردرگم   ایستاده با دست چپ   آرامش جنوبی
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Reddit
  • Technorati
  • Print this article!
  • Turn this article into a PDF!
  • E-mail this story to a friend!
1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره
 

۱۶ نظر برای “سنگ زیرین”

    shokolattalkh در یکشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۷:۲۵

    naraftam ! hamishe az balaye saresh rad shodam o raftam jonob ! hamishe migoftan baz sazi shode ! in yani k na !!! nashode ! khobe k cheshmaye shoma onja ham hast !

    مهدی رضوی در یکشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۷:۳۸

    akse mafhoomi va zibayist, harkate morgh be samte biroone kadr ghabele taamole.

    hamid gordan در دوشنبه ۴ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۱:۳۲

    حقیقت همانها بود که در خرمشهر دیدیم. به یاد دارم در کوچه هایی که عرضشان به یک متر هم نمی رسید گلوله هایی که هنوز در دیوارها بودند و مردم خرمشهر ساکن آن خانه ها. برای هرکسی که خرمشهر را ندیده حال و هوای این کوچه ها و روزهای جنگ حکایت دیگری است از روزهایی که فقط در کتابها خواندیم یا در جلوی تلویزیون به تماشایش نشسته ایم. این تنها گوشه ای از ظلم و ستمی است که به مردم این منطقه روا شده. به همه دوستان توصیه میکنم حتما حتی برای یک روز هم که شده این مناطق را از نزدیک ببینند.عکست فوق العادست.

    behzad در سه شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۸ - ۰:۴۵

    arash jan in akse ziba faryade haghighati talkhe.
    vaghan che etefaghi oftade va soale asli inke chera va baraie che???

    elmira در سه شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۶:۲۰

    khodaye bozorgg
    arash akset mano yade taraneye talkhe siavash ghomeyshi mindaze:
    Tasavar kon age hata tasavor kardanesh sakhte
    tasavor kon age hata tasavor kardanesh jorme
    age hata ba bordane esmesh galu por mishe
    az sorbe

    che hese jalebio neveshte budi:ADAM ASABI MISHE

    GOLZAR در سه شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۸ - ۲۰:۴۸

    آرش جان خرمشهر تو و من هنوز گلوله ایست
    زیبا و با مفهوم دیده ای

    Mahdi در چهارشنبه ۶ خرداد ۱۳۸۸ - ۲۳:۴۲

    Full of LOVE !

    مسعود مقدس در پنجشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۳:۵۹

    درود بر آرش عزیز
    آدم رو یاد غزه میندازه!
    ریتم قشنگی توی عکست هست که نمیتونم به زبون بیارم (چشمک)
    موفق باشی رفیق.

    علی در جمعه ۸ خرداد ۱۳۸۸ - ۲:۴۸

    واقعا عالیه!
    مخصوصا با اون شکستگی هایی که روی دیوار هست!
    در آخر هم که اون خروس کادر و کامل کرده!!!
    واقعا ایول داره!

    Sina Hafezi در یکشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۶:۴۶

    beautiful….

    sina در دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۴:۲۶

    kheili ghashange:)

    fered helia در سه شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۸ - ۳:۱۵

    Good afternoon! Beautiful
    . You can visit my blog.

    mojtaba ghaeni در سه شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۴:۳۲

    سلام به شما آرش عزیز!
    واقعا ادم ناراحت میشه از دیدن این صحنه ها
    به وبلاگ منم سر بزنید خشحال میشم نطرتو بدونم
    شاد باشید

    احسان تحویلیان در پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۸:۱۵

    سلام و خسته نباشد. از خطوط خیلی خوب استفاده کردید و کادر خوبی بستید. موفق باشید. با “از فراز ابر ها” به روز هستم و خوشحال میشم تشریف بیارید.

    zoha در جمعه ۱۵ خرداد ۱۳۸۸ - ۲:۴۲

    chi begam vaghean.bedone sharh.harkasi bardashtaie motefaveti dare bastegi be inke zehne har kais be che samti mire.

    m.dehdari در چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۸ - ۰:۵۵

    این عکس رو چند بار دیده بودم- یکی از بهترین فریمهای که از خرمشهر پس از جنگ دیدم این بوده -مرسی از نظرتون

آخرین مطالب
پربازدیدترین مطالب
افتتاح میلاد - 14,640 بازدید
روز میلاد - 6,859 بازدید
سرزمین طلای سرخ - 4,627 بازدید
ایستاده با دست چپ - 2,688 بازدید
چه گواراست آزادی - 2,027 بازدید
کلاف سردرگم - 1,740 بازدید
آرامش جنوبی - 1,700 بازدید
اراده بودن - 1,685 بازدید
ماه نو , شروع نو - 1,667 بازدید
آخرین نظرات
NAME: درود بر آرش عزیز . شاد باشی هنرمند
Sasan Fahimi: مرسی از اخبار مفید تان
Payam Porkar: salam jigar amrekayi baba che khabra? che mikoni ? khabar bedeh bebinimet
maryam sepehri: آرش حمیدی عزیز سلام.نمی دانم همدیگر را دیده...
میر ... شرح بینهایت: برگزیده ای از سخنان کورش بزرگ در...