آبان ۱۷م, ۱۳۸۹
دوباره مهر اومد و رفت و بعد از هر بارون پاییزی
دلم بی دلیل می گیره ….
و به یاد ” تمام گلهایی که باهم به آب انداختیمو همه قورباغه هایی که تو گلدون کاشتیم “ می افتم.
اسفند ۱۷م, ۱۳۸۸
بازم مثل همیشه با کلی تاخییر برگشتم و البته بازم به یه دلیل خاص و با کلی خبر
از تاخییر چندین ماهه که دیگه نمیگم چون گویا همه عادت کردن اما جاداره از همه تشکر کنم که با این اوضاع…
خرداد ۳۱م, ۱۳۸۸
All Things Wash Away
همه چیز پاک می شود
But Blood Stained The Sun Red Today.
ولی امروز , خورشید نیز با خون لکه دار است.
آخرین دقیقه بهار ۸۸
خرداد ۲م, ۱۳۸۸
حتی تو تک تک کوچه های کم عبورش رد ترکش و گلوله مثل زخمای ترمیم نشده باقی مونده.
و این آدمو عصبی میکنه وقتی که چشمان ذهن ,در جستجوی حقیقت است … اینجا چه اتفاقی افتاده ؟
.
* میون…
اسفند ۲۴م, ۱۳۸۷
واقعا راست گفتن سالی که نکوست از بهارش پیداست
پارسال چند ساعتی مونده به تحویل سال , همه رفتن و من بی بلیت به پرواز نگاه کردم
به اتفاق تنهایی سال نم نمک تحویل شد و همچنان از تمامی بلیت…
دی ۱۱م, ۱۳۸۷
به شکل خیلی ظالمانه ای دلم هوس جنوب کرده.
پارسال از طرف شرکت سابق بیش از ده باربه ماموریت عسلویه رفتم, خودمم جداگانه سری به کیش و سواحل اطراف استان بوشهر زدم. اما امسال به شدت جنوب خونم کم شده. …
آذر ۳۰م, ۱۳۸۷
پاییز امسال چه زود اومد و چه سریع رفت
هیچوقت در عمرم تویک فصل اینقدر کم اثر نبودم. تمام برنامه هام با مشکل مواجه شد ؛
اطمینان دارم زمستون اینطور نخواهد بود.
.
دلم هوای کرسی و زوزه های باد …
آذر ۷م, ۱۳۸۷
گلی از خاک دیدم زعفرانی که از روی تو میدادم نشانی
اوایل آبانماه امسال به اتفاق دوستان عزیز سری زدیم به شرق ایران و سرزمین زعفران, جای الباقی دوستان خالی بود.
سفر از تربت حیدریه,…
دی ۲۵م, ۱۳۸۶
دفترچه نمایشگاه دیماه ۱۳۸۴
تیر ۱۲م, ۱۳۸۶
My Immortal Artist :Evanescence . Album :Fallen . Year: 2003
‘download’
I‘m so tired of being here
فرسوده ام از ماندن
Suppressed by all my childish fears
محصور در تمام ترسهای کودکی ایم
And if you have to leave…