اسفند ۱۷م, ۱۳۸۸
بازم مثل همیشه با کلی تاخییر برگشتم و البته بازم به یه دلیل خاص و با کلی خبر
از تاخییر چندین ماهه که دیگه نمیگم چون گویا همه عادت کردن اما جداره از همه تشکر کنم که با این اوضاع…
تیر ۲۱م, ۱۳۸۸
فریاد زد: می دانم برای کشتن من آمده ای، پس نترس تو فقط یک مرد را می کشی.
نخست به دست ها و پاهایش شلیک کرد و بعد به سینه ا ش , در حالی که از درد به…
اسفند ۲۴م, ۱۳۸۷
واقعا راست گفتن سالی که نکوست از بهارش پیداست
پارسال چند ساعتی مونده به تحویل سال , همه رفتن و من بی بلیت به پرواز نگاه کردم
به اتفاق تنهایی سال نم نمک تحویل شد و همچنان از تمامی بلیت…
دی ۲۵م, ۱۳۸۶
دفترچه نمایشگاه دیماه ۱۳۸۴
آذر ۳۰م, ۱۳۸۶
این همه سر و صدا ، جشن و پایکوبی ، احترام و تبریک فقط و فقط برای یک دقیقه طولانی تر شدن یه شب ؟!
شاید چندان موجه به نظر نرسه، اما گاهی ممکنه به همین دقایق کوتاه هم…
فروردین ۱۷م, ۱۳۸۵
حدود ۲ هفته پیش (صبح ۷ فروردین) در حال گزران تعطیلات نوروزی دراصفهان بودم که طی یک حادثه دست راستم شکست.
علت آپدیت نشدن این سایت هم اینه که : نوشتن و تایپ کردن با دست چپ قدری واسم…
اسفند ۲۸م, ۱۳۸۴
یه SMS جالب بدستم رسید , گفتم شاید برای دیگران هم جالب باشه :
” سال ۷۰۲۷ میترای آریایی , ۳۷۴۴ زرتشتی , ۲۵۶۵ شاهنشاهی و ۱۳۸۵ خورشیدی بر شما مبارک باد ”
* برای یک لحظه احساس غرور و…